رفتن به محتوای اصلی
x

هر فراموشی را به پای پیری نگذارید

گفت‌وگو با دکتر فریبا فغانی، فوق‌تخصص روان‌پزشکی سالمندان و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

فراموشی، بی‌حوصلگی، گوشه‌گیری و اختلال خواب از تغییراتی هستند که گاهی با افزایش سن طبیعی تلقی می‌شوند و خانواده‌ها آن‌ها را به سالمندی نسبت می‌دهند. اما به گفته یک فوق‌تخصص روان‌پزشکی سالمندان، نباید این نشانه‌ها را فقط ناشی از افزایش سن و پیری دانست. افسردگی، انزوای اجتماعی، اختلال خواب، کاهش انگیزه و تغییرات قابل توجه حافظه از جمله علائمی هستند که بدون بررسی پزشکی نباید طبیعی تلقی شوند.

دکتر فریبا فغانی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و فوق‌تخصص روان‌پزشکی سالمندان، در گفت‌وگو با ایرنا به بررسی نشانه‌های هشداردهنده افسردگی و اختلالات شناختی، تفاوت فراموشی طبیعی با علائم آلزایمر، خطر مصرف خودسرانه داروهای خواب‌آور، اهمیت تشخیص زودهنگام و فشار روانی واردشده بر مراقبان بیماران مبتلا به اختلالات شناختی پرداخت.

-از کجا بفهمیم تغییرات سالمندی طبیعی است و از کجا باید به بیماری شک کنیم؟

دکتر فغانی در این خصوص گفت: باید میان تغییرات طبیعی سالمندی و علائمی که نشانه بیماری هستند تفاوت قائل شویم. در سالمندی طبیعی ممکن است مقداری کندی روانی‑حرکتی ایجاد شود؛ یعنی فرد برای پاسخ دادن به محرک‌ها یا تجزیه‌وتحلیل اطلاعات به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. درباره حافظه هم ممکن است یادگیری اطلاعات جدید کمی کندتر شود یا فرد گاهی نام شخصی را به خاطر نیاورد و پس از مدتی آن را به یاد بیاورد.

 به گفته او، چنین مواردی می‌تواند بخشی از روند طبیعی سالمندی باشد، اما اگر اختلال حافظه شدید، مکرر و رو به افزایش باشد یا عملکرد روزمره فرد را مختل کند، دیگر نمی‌توان آن را تنها به افزایش سن نسبت داد. همین موضوع درباره افسردگی، گوشه‌گیری، کاهش مشارکت اجتماعی، بی‌انگیزگی و اختلال شدید خواب نیز صدق می‌کند.

-هر فراموشی، آلزایمر نیست

این فوق‌تخصص روان‌پزشکی سالمندان تأکید می‌کند که هر اختلال حافظه‌ای به معنای ابتلا به آلزایمر نیست و حتی هر اختلال شناختی نیز لزوماً آلزایمر نیست. به گفته او، یکی از علل شایع شکایت از حافظه، اختلال در توجه است. اگر فرد هنگام مطالعه، گفت‌وگو یا یادگیری تمرکز کافی نداشته باشد، اطلاعات به‌خوبی در ذهن ثبت نمی‌شود و سپس فرد تصور می‌کند حافظه‌اش ضعیف شده است. اضطراب، افسردگی، درگیری ذهنی، حجم زیاد اطلاعات، مشغله و انجام چند فعالیت به‌صورت همزمان می‌توانند توجه را مختل کنند و در نتیجه حافظه نیز ضعیف به نظر برسد.

وی افزود: برخی علل اختلال شناختی برگشت‌پذیر هستند؛ برای مثال کم‌کاری تیروئید، کمبود ویتامین‌هایی مانند B۱۲ و افسردگی می‌توانند علائم شناختی ایجاد کنند و اگر علت به‌موقع شناسایی و درمان شود، وضعیت شناختی فرد ممکن است به شکل قابل توجهی بهبود پیدا کند.

-چه زمانی باید نگران فراموشی باشیم؟

دکتر فغانی در این باره اظهار نمود: زمانی که تغییرات حافظه قابل توجه، تکرارشونده و رو به افزایش باشد یا در عملکرد روزمره اختلال ایجاد کند، باید بررسی تخصصی انجام شود. برای مثال اگر سالمند در انجام کارهایی که پیش‌تر به‌راحتی انجام می‌داده دچار مشکل شود، در محاسبات، رانندگی، انجام فعالیت‌های چندمرحله‌ای یا کارهایی که نیازمند عملکردهای اجرایی هستند تغییر محسوسی ایجاد شود، باید بررسی تخصصی انجام شود.

ایشان نکته مهم دیگری را هم یادآور می‌شود: حفظ خاطرات قدیمی به معنی سالم بودن حافظه نیست. در مراحل اولیه آلزایمر به‌طور معمول حافظه کوتاه‌مدت و اتفاقات نزدیک بیشتر تحت تأثیر قرار می‌گیرند، در حالی که خاطرات مربوط به سال‌های دور ممکن است همچنان به نسبت خوب باقی بمانند. بنابراین اگر سالمند خاطرات ۲۰ یا ۳۰ سال قبل را به خوبی تعریف می‌کند اما اتفاقات روزهای اخیر را بارها فراموش می‌کند، نباید این مسئله نادیده گرفته شود.

-افسردگی در سالمندان چهره دیگری دارد

این روان‌پزشک سالمندان درباره تفاوت افسردگی در سالمندان و جوانان می‌گوید: در افراد جوان، فرد مبتلا به افسردگی به‌طور معمول می‌تواند درباره غمگینی، خلق پایین، بی‌انگیزگی یا کاهش عملکرد خود صحبت کند، اما در سالمندان همیشه چنین الگوی واضحی دیده نمی‌شود. گاهی سالمند به جای اینکه بگوید «افسرده هستم» از مشکلات جسمی متعدد مانند دردهای عضلانی و اسکلتی، علائم قلبی و عروقی، مشکلات گوارشی یا دردهای پراکنده شکایت می‌کند و ممکن است بارها به پزشکان مختلف مراجعه کند و در نهایت مشخص شود بخشی از این علائم منشأ روان‌پزشکی دارد. بنابراین نباید منتظر علائم کامل افسردگی در جوانان باشیم.

به گفته دکتر فغانی، سالمند ممکن است سال‌ها نقش تکیه‌گاه خانواده را داشته باشد و احساس کند نباید از ناراحتی یا ناتوانی خود صحبت کند. گاهی حتی از اینکه بگوید غمگین است یا تحمل شرایط برایش دشوار شده، احساس شرم می‌کند. این مسئله فقط مختص فرهنگ ایران نیست و در فرهنگ‌های مختلف دیده می‌شود. به همین دلیل خانواده باید تغییرات رفتاری سالمند را جدی بگیرد؛ کم‌حرفی، کاهش انگیزه، گوشه‌گیری، کاهش لذت از فعالیت‌ها و فاصله گرفتن از جمع می‌تواند نشانه افسردگی باشد. البته همین علائم گاهی در اختلالات شناختی نیز دیده می‌شود؛ سالمندی که دیگر نمی‌تواند مانند گذشته در جمع صحبت کند، اسامی افراد را به خاطر بیاورد یا به پرسش‌ها پاسخ دهد، ممکن است به‌تدریج از حضور در جمع فاصله بگیرد.

-تنهایی، عامل خطری جدی برای سلامت روان سالمندان

دکتر فغانی تنهایی را یکی از مهم‌ترین چالش‌های دوران سالمندی می‌داند و می‌گوید از دست دادن همسر، مهاجرت یا دور شدن فرزندان، بازنشستگی و کاهش توانایی اشتغال می‌تواند ارتباطات اجتماعی سالمند را کاهش دهد. به گفته او، این انزوای اجتماعی از عوامل خطر مهم برای افسردگی و افت شناختی است. در مقابل، مشارکت اجتماعی می‌تواند نقش محافظتی داشته باشد. برخی سالمندان پس از بازنشستگی ارتباط خود را با همکاران و دوستان سابق حفظ می‌کنند و در فعالیت‌های گروهی شرکت می‌کنند و همین ارتباطات می‌تواند برای سلامت روان آن‌ها بسیار مفید باشد.

دکتر فغانی درباره نقش خانواده در پیشگیری از افسردگی سالمند اظهار نمود: یکی از مهم‌ترین اقدامات این است که سالمند همچنان احساس کند فردی مهم و مؤثر در خانواده است. نباید سالمند را از فعالیت‌های خانوادگی کنار گذاشت؛ بلکه باید شرایطی فراهم شود که در تصمیم‌ها و فعالیت‌های خانوادگی مشارکت داشته باشد، مورد احترام قرار گیرد و احساس کند حضورش برای دیگران ارزشمند است.

 این مشارکت دادن سالمند می‌تواند انگیزه و اعتمادبه‌نفس او را افزایش دهد و باعث شود در مهمانی‌ها و جمع‌های خانوادگی حضور فعال‌تری داشته باشد. اما اگر سالمند تمایلی به حضور در جمع ندارد، نباید او را به اجبار وارد فعالیت اجتماعی کنیم؛ ابتدا باید علت این بی‌میلی را پیدا کنیم. ممکن است مشکل شنوایی، دشواری رفت‌وآمد، خستگی جسمی، طولانی بودن مسیر یا نامتناسب بودن محیط با شرایط سالمند علت اصلی باشد.

-راهکارهایی برای کاهش تنهایی

این فوق‌تخصص روان‌پزشکی سالمندان استفاده از گروه‌های حمایتی و اجتماعی، کانون‌های بازنشستگی، انجمن‌ها و مراکز اجتماعی را بسیار کمک‌کننده می‌داند و می‌گوید کانون‌های بازنشستگی می‌توانند با برگزاری کلاس‌های آموزشی، برنامه‌های تفریحی و سفرهای گروهی فرصت حفظ روابط اجتماعی را فراهم کنند. فعالیت‌های داوطلبانه نیز به گفته او بسیار مفید است؛ سالمندان پس از بازنشستگی به‌طور معمول وقت آزاد بیشتری دارند و فعالیت داوطلبانه می‌تواند احساس مفید بودن را در آن‌ها تقویت کند. البته برای مشارکت سالمندان باید موانعی مانند مشکلات حرکتی، ناتوانی در رانندگی و هزینه رفت‌وآمد نیز در نظر گرفته شود.

-ارتباط افسردگی و آلزایمر

دکتر فغانی ارتباط افسردگی و آلزایمر را پیچیده توصیف می‌کند و می‌گوید افسردگی طولانی‌مدت و درمان‌نشده در سالمندی می‌تواند با مشکلات شناختی و حافظه ارتباط داشته باشد و مشکلات حافظه را تشدید کند. از طرف دیگر، گاهی بیماری آلزایمر در مراحل اولیه با علائم افسردگی و تغییرات رفتاری همراه بوده و فرد متوجه می‌شود که مانند گذشته نمی‌تواند کارهای خود را انجام دهد یا حافظه‌اش ضعیف شده و همین آگاهی می‌تواند باعث نگرانی و افسردگی شود. در برخی افراد، حتی یک تا دو سال پیش از اینکه خانواده متوجه کاهش حافظه شود، علائمی مانند گوشه‌گیری، کم‌حرفی، افسردگی و کاهش تعامل اجتماعی دیده می‌شود.

 بنابراین هم افسردگی درمان‌نشده می‌تواند با مشکلات شناختی ارتباط داشته باشد و هم بیماری آلزایمر ممکن است در مراحل اولیه با علائم خلقی و رفتاری خود را نشان دهد.

وی تاکید کرد: درمان افسردگی می‌تواند به بهبود علائم حافظه و شناخت کمک کند و در مواردی که مشکل شناختی در ارتباط با افسردگی باشد، با درمان علت زمینه‌ای ممکن است وضعیت فرد به میزان قابل توجهی بهتر شود. حتی اگر افسردگی در فردی که دچار بیماری آلزایمر است وجود داشته باشد، درمان آن می‌تواند در بهبود وضعیت شناختی و کاهش برخی مشکلات مؤثر باشد.

-سبک زندگی، تغذیه و سلامت مغز

دکتر فغانی اصلاح سبک زندگی را یکی از مهم‌ترین عوامل قابل توجه برای پیشگیری از اختلالات شناختی و بیماری آلزایمر می‌داند و می‌گوید در این مورد سه نوع فعالیت جسمی، ذهنی و اجتماعی را باید مورد توجه قرار دهیم. فعالیت جسمی برای سلامت قلب و مغز ضروری است، فعالیت ذهنی نیز به حفظ عملکرد شناختی کمک می‌کند و این فعالیت‌ها فقط مخصوص افراد تحصیل‌کرده نیست؛ سالمندانی که تحصیلات کمتری دارند نیز می‌توانند فعالیت‌های ذهنی متنوعی داشته باشند. ارتباط اجتماعی نیز اهمیت زیادی دارد و می‌تواند در برابر انزوا، افسردگی و افت شناختی نقش محافظتی داشته باشد.

دکتر فغانی درباره تغذیه سالمندان می‌گوید الگوی غذایی مدیترانه‌ای می‌تواند در چارچوب یک سبک زندگی سالم مورد توجه قرار گیرد. این الگوی غذایی شامل مصرف میوه و سبزیجات، پروتئین کافی، کاهش کربوهیدرات‌های ساده و تصفیه‌شده، استفاده از روغن زیتون و مصرف ماهی و کاهش مصرف گوشت قرمز است. به گفته او، بسیاری از عواملی که برای سلامت قلب مفید هستند، برای مغز نیز مفیدند و کنترل فشار خون، دیابت، بیماری‌های قلبی و چربی خون می‌تواند خطر مشکلات عروقی و شناختی را کاهش دهد. خواب کافی نیز اهمیت زیادی دارد و باید از مصرف مواد و دخانیات پرهیز کرد.

-اختلال خواب؛ طبیعی تا کجا؟

این روان‌پزشک سالمندان می‌گوید ممکن است الگوی خواب سالمند تغییر کند؛ برای مثال فرد شب‌ها زودتر بخوابد و صبح‌ها زودتر بیدار شود و این موضوع لزوماً به معنی کاهش مدت خواب نیست. اما به تأکید او، بی‌خوابی شدید و پایدار طبیعی نیست و باید بررسی شود. برخی سالمندان نیز به‌دلیل مشکلات تنفسی هنگام خواب دچار اختلال خواب می‌شوند و در طول روز خسته و خواب‌آلود هستند. خواب‌آلودگی روزانه می‌تواند به‌ویژه هنگام رانندگی خطرناک باشد و اختلالات خواب می‌تواند بر فشار خون، سلامت روان، افسردگی و حافظه نیز اثر بگذارد.

دکتر فغانی هشدار می‌دهد مصرف برخی داروها به‌ویژه خواب‌آورها می‌توانند باعث مشکلات شناختی و حافظه در سالمندان شوند و مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که فرد به‌صورت خودسرانه مصرف دارو را شروع کند یا دارویی را که پزشک برای مدت کوتاهی تجویز کرده، برای مدت طولانی ادامه دهد و حتی به مرور مقدار آن را افزایش دهد. افزایش دوز بدون نظر پزشک می‌تواند خطرناک باشد و مصرف طولانی‌مدت و خودسرانه داروهای خواب‌آور نیز می‌تواند باعث وابستگی، کاهش اثر دارو و مشکلات حافظه شود.

وی او این تصور را نیز نادرست می‌داند که مراجعه به روان‌پزشک یا مصرف داروی روان‌پزشکی به خودی خود باعث اعتیاد می‌شود؛ پزشک هنگام تجویز دارو، شرایط جسمی و روانی بیمار، بیماری‌های زمینه‌ای و سایر داروهای مصرفی او را در نظر می‌گیرد.

-شنوایی؛ عاملی که نباید نادیده گرفته شود

به گفته دکتر فغانی، اگر سالمندی دچار کاهش شنوایی است، باید این مشکل اصلاح شود و در صورت نیاز از وسایل کمک‌شنوایی مانند سمعک استفاده کند. وقتی کاهش شنوایی درمان نشود، سالمند نمی‌تواند مانند گذشته با اطرافیان ارتباط برقرار کند و همین کاهش ارتباط اجتماعی می‌تواند زمینه انزوا، افسردگی و مشکلات شناختی را افزایش دهد.

-افکار مربوط به مرگ خودخواسته را جدی بگیرید

این فوق‌تخصص روان‌پزشکی سالمندان تأکید می‌کند افکار مربوط به مرگ خودخواسته در سالمندان باید بسیار جدی گرفته شود. سالمندان ممکن است کمتر درباره چنین افکاری صحبت کنند، اما اگر سالمندی چنین افکاری را مطرح کرد، نباید تصور کنیم که به‌دلیل سن بالا، ضعف جسمی یا هر دلیل دیگری قادر به اقدام نیست. به گفته او، بیان این افکار یک هشدار جدی است و فرد باید از این نظر توسط متخصص ارزیابی شود.

دکتر فغانی در ادامه به رفتار خانواده‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید گاهی خانواده‌ها سالمند مبتلا به فراموشی را سرزنش یا حتی در جمع مسخره می‌کنند و این رفتار پیامدهای خوبی ندارد. چنین رفتاری می‌تواند ناراحتی و انزوای سالمند را افزایش دهد و وقتی سالمند به‌دلیل فراموشی سرزنش یا تحقیر می‌شود، ممکن است به تدریج از جمع فاصله بگیرد و تمایل خود را به فعالیت‌های اجتماعی از دست بدهد. بنابراین کاهش لذت از فعالیت‌ها، گوشه‌گیری و کاهش مشارکت اجتماعی را نباید طبیعی دانست و چنین سالمندی باید از نظر افسردگی و سایر مشکلات روان‌پزشکی و شناختی ارزیابی شود.

-اهمیت تشخیص زودهنگام

دکتر فغانی درباره اهمیت تشخیص زودهنگام اختلالات شناختی، به‌ویژه زمانی که بیماری‌هایی مانند آلزایمر پیش‌رونده هستند، می‌گوید اینکه یک بیماری پیش‌رونده بوده به این معنی نیست که درمان بی‌فایده است؛ تشخیص زودهنگام اهمیت زیادی دارد و درمان‌های دارویی و غیردارویی می‌توانند در بسیاری از بیماران روند پیشرفت بیماری را کند کنند. البته همه بیماران به یک اندازه به درمان پاسخ نمی‌دهند و در مراحل شدید یا پیشرفته ممکن است پاسخ کمتر باشد.

به گفته او، تشخیص زودهنگام همچنین فرصت می‌دهد عوامل قابل اصلاح مانند فشار خون کنترل‌نشده، دیابت، چربی خون بالا و کم‌کاری تیروئید شناسایی و درمان شوند.

بنابراین کند کردن روند پیشرفت بیماری می‌تواند باعث شود سالمند دیرتر وارد مرحله‌ای شود که به مراقبت شبانه‌روزی و وابستگی شدید به خانواده نیاز دارد. در مراحل پیشرفته بیماری، ممکن است فرد به مراقبت ۲۴ ساعته نیاز داشته باشد و این موضوع فشار زیادی بر خانواده وارد می‌کند. بسیاری از مراقبان خانوادگی، فرزندان بیمار هستند که خود در سن اشتغال قرار دارند و ممکن است مجبور شوند ساعت‌های کاری خود را کاهش دهند یا حتی شغلشان را ترک کنند. اگر خانواده نتواند از بیمار مراقبت کند، استخدام پرستار هزینه دارد و پیدا کردن فردی که بتواند به خوبی با بیمار مبتلا به آلزایمر کار کند نیز همیشه آسان نیست و در برخی شرایط استفاده از مراکز نگهداری شبانه‌روزی ممکن است ضرورت پیدا کند. به تأکید او، این موضوع نباید باعث احساس گناه خانواده شود، چرا که گاهی اعضای خانواده از نظر جسمی، روانی یا اقتصادی توان مراقبت شبانه‌روزی را ندارند.

-فرسودگی مراقبان

دکتر فغانی درباره فرسودگی مراقبان می‌گوید مراقبت طولانی‌مدت می‌تواند باعث اضطراب، افسردگی و فرسودگی فرد مراقب شود و این فرسودگی در نهایت بر نحوه تعامل مراقب با بیمار نیز اثر می‌گذارد. خستگی، عصبانیت و تحریک‌پذیری مراقب توسط بیمار احساس می‌شود و می‌تواند بی‌قراری او را افزایش دهد و در نتیجه، مراقبت دشوارتر شده و فشار روانی بیشتری به مراقب و کل خانواده وارد می‌شود. بنابراین حمایت از مراقبان نیز بخشی از درمان و مدیریت بیماری است.

خانواده‌ها هنگام مراجعه به پزشک چه اطلاعاتی همراه داشته باشند؟

این روان‌پزشک سالمندان می‌گوید اعضای خانواده بهتر است اطلاعات کامل بیماری‌های زمینه‌ای، داروها، آزمایش‌ها، اقدامات درمانی و مراجعات پزشکی قبلی را همراه داشته باشند. به گفته او، فهرست تمام داروهای مصرفی سالمند اهمیت زیادی دارد، زیرا برای جلوگیری از تداخل دارویی و عوارض درمان باید همه این موارد در نظر گرفته شود. نکته مهم دیگر این است که همیشه خود سالمند بهترین فرد برای ارائه شرح حال نیست؛ گاهی فرزند او را نزد پزشک می‌آورد اما فرد دیگری بیشترین مراقبت روزانه را بر عهده دارد و در چنین شرایطی بهتر است اطلاعات مربوط به خواب، رفتار، خلق، میزان فعالیت و تغییرات حافظه از فردی گرفته شود که بیشترین ارتباط را با سالمند دارد.

دکتر فغانی در پایان تأکید می‌کند از دیدگاه یک روان‌پزشک، افسردگی، انزوای اجتماعی، تغییرات قابل توجه حافظه، اختلال خواب و کاهش عملکرد روزمره، تنها به‌دلیل افزایش سن طبیعی تلقی نمی‌شوند و خانواده باید تغییرات سالمند را جدی بگیرد. اما در عین حال نباید هر فراموشی را نیز آلزایمر دانست و تشخیص دقیق نیازمند ارزیابی تخصصی است.

به گفته او، حفظ ارتباطات اجتماعی، مشارکت دادن سالمند در خانواده، فعالیت جسمی و ذهنی، تغذیه مناسب، کنترل بیماری‌های زمینه‌ای، توجه به خواب و شنوایی، پرهیز از مصرف خودسرانه دارو و حمایت از مراقبان می‌تواند نقش مهمی در حفظ کیفیت زندگی سالمندان داشته باشد. سالمندی پایان نقش اجتماعی انسان نیست؛ سالمند همچنان می‌تواند عضو مؤثر خانواده و جامعه باشد و احساس مفید بودن، ارتباط با دیگران و برخورد محترمانه، بخشی مهم از سلامت روان اوست.